عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

158

كشف الحقايق ( فارسى )

با وجود عالم اجسام و عالم ارواح كه ظاهر و باطن عالمند همچنانست كه وجود هوا با وجود سراب به نزديك اهل حكمت از جهت آنكه سراب مىنمايد و وجود ندارد و هوا نمىنمايد و وجود دارد و وجود سراب به هواست و ظهور هوا به سرابست اينست تمامى سخن اين طايفه ديگر از اصحاب نار و اينست مذهب شيخ المشايخ ابن معين ( كذا - فى النسختين : ظ : ابن سبعين ) و اينست مذهب مشايخ مغرب و اين بيچاره در اين وقت خويش بسيار كس بر اين مذهب ديد . سؤال اگر كسى گويد كه ما را در ذات و صفات خود و در وجود و حيات خود هيچ شكى نيست كه به حقيقت موجود است و خيال و نمايش نيست از جهت آنكه يكى عالم و محقق است و يكى جاهل و احمق است و يكى در رنج و بلاست و يكى در آسايش و راحت - درد و الم چگونه خيال باشد و آسايش و راحت چگونه نمايش بود ؟ جواب اى درويش مگر تو هرگز بخواب نرفتهء و در خواب خود را پادشاه و حاكم و امير ( اسير ؟ ) و محكوم نديدهء ؟ و وقتها آن چندان فرح و ذوق را و وقتها « 1 » چندان خوف و ترس را مشاهده نكردهء ؟ و بىهيچ شكى آن جمله خيال و نمايشست و به نزديك آنكه در خوابست در آن حالت آن جمله حقيقت مىنمايد اين را نيز همچنان ميدان و از اينجاست كه محققان فرموده‌اند كه خواب چهار نوع است زيرا كه نوم عبارت از بىخبرى و بىشعورى است و موت نيز همچنين است اينست معنى : « النوم اخى الموت » ( كذا - و صحيح : أخ الموت ) و بىخبرى و بىشعورى مراتب دارد يكى از محسوسات كه ظواهر اشياست بىخبر است و يكى از طبايع اشيا بىخبر است و يكى از خواص اشيا بىخبر است و يكى از حقايق اشيا بىخبر است و هر چهار در خواب چيزها مىبينند و مىپندارند كه آنچه مىبينند

--> ( 1 ) - آن چندان